آسمان را گشتم زمین را گشتم

آسمان را گشتم

زمین را گشتم

نبودی

از جوب پرسیدم گفت : رفت

    شالگردن و کلاهت را نمی خواستی چشمهایت را چرا نبردی

 

 

 

باید میدانستم..

آنقدر اشک ریخته بودی تا اینکه هیچ چیز از تو نمانده بود

 

 

ساعت ها به آسمان نگاه می کنم

             و آرزو می کنم برف ببارد

             شاید دوباره لمس کنم دستان سرد تورا

 

---------------------------------

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید